طرح مساله
در دنیای معاصر، سرمایه های مالی به نحو گسترده ای به سوی
تكنولوژیهای ارتباطی میل پیدا كرده است، به طوری كه استعمار
الكترونیكی و سرمایه داری اطلاعاتی را بوجود آورد ه اند.
تكنولوژیهای جدید منجر به ادغام تولید نظامی در بخش های صنعت شده و
صنایع ارتباطی واطلاعاتی جایگزین لشكركشی نظامی برای سلطه بر
كشورها شده است.
تكنولوژیهای جدید منجر به ادغام تولید نظامی در بخش های صنعت شده و
صنایع ارتباطی واطلاعاتی جایگزین لشكركشی نظامی برای سلطه بر
كشورها شده است.
نظام سرمایه داری جهانی از ایجاد و توسعه شبكه جهانی اطلاعات و
بزرگراههای اطلاعاتی با دو هدف عمده حمایت می كند:
1- گستردن بازارهای خود در سطح كشوهای جهان
2- نفوذ بر افكار عمومی جهان و استحاله فرهنگی آنها به سوی یك
فرهنگ واحد جهانی كه حامی و پشیتبان سرمایه داری آمریكایی باشد و
نه در مقابل آن.
از این رو، به طور همزمان ایالات متحده فعالیتهای گسترده زیر را در
دستور كار خود قرار داده است:
1- تغییر شكل مالكیت وسایل ارتباط جمعی كشورهای جهان به سمت بخش
خصوصی وابسته به خود.
2- تولید و توزیع گسترده برنامه های فرهنگی با محتوای مورد نظر خود
و ارایه آنها به بهای ارزان به تمام كشورهای جهان، به نحوی كه بخش
عمده برنامه های تلویزیونی، سینمایی، ویدئویی و ... این كشورها با
محتوای فرهنگی آمریكایی پر می شود.
3- آموزش كارشناسان و متخصصان ارتباطات و اطلاعات كشورهای جهان بر
اساس ادبیات برنامه ریزی شده غربی و نفوذ دادن این افراد در بخشهای
مختلف دستگاههای ارتباطی و اطلاعاتی آن كشورها.
4- تقویت غولهای بزرگ ارتباطی و اطلاعاتی جهان كه انحصار تولید،
توزیع و پخش اخبار، فیلم، تصاویر و نرم افزارهای فرهنگی را در
اختیار خود بگیرند و عرصه را بر تولید كنندگان مستقل محلی تنگ
كنند، به نحوی كه قادر به رقابت با این انحصارات بزرگ نباشند.
اهداف یاد شده در بالا در صورتی به نفع دولت سلطه گر ایالات متحده
تحقق می یابد كه دولتهای مستقل در برنامه های توسعه خود سیاستگذاری
روشن و مدونی برای رویارویی با این سلطه جویی نداشته باشند. در
واقع كاستی ها و كوته بینی های ما فرصت مناسب را در اختیار دشمن می
گذارد تا با خیال آسوده و بدون هیچ گونه مزاحمتی سلطه جویی فرهنگی
خود را (به عنوان مقدمه سلطه اقتصادی و سیاسی) به سرانجام برساند.
تكنولوژیهای جدید ارتباطی و اطلاعاتی، تمام قواعد حقوقی را در هم
ریخته اند و آسیبهای اجتماعی را دامن زده و امنیت اخلاقی را به خطر
انداخته اند، به طوری كه صحبت از فصلی جدید در حقوق بین الملل می
شود كه جلوی سوءاستفاده های موجود از این فن آوریها را بگیرد.
تكنولوژیهای جدید ارتباطی و اطلاعاتی، با توجه به ویژگی های زیر،
تمام قواعد حقوقی را در هم ریخته اند و آسیبهای اجتماعی را دامن
زده و امنیت اخلاقی را به خطر انداخته اند، به طوری كه صحبت از
فصلی جدید در حقوق بین الملل می شود كه جلوی سوءاستفاده های موجود
از این فن آوریها را بگیرد. گرچه هنوز در سطح جهان قواعد حقوقی
جدید برای مقابله با این وضعیت وضع نشده اند( به دلیل كارشكنی
ایالات متحده)، اما برخی از كشورهای جهان دست به كار شده اند و در
سطح ملی سیاستگذاری كرده اند و قوانین مربوط را به تصویب رسانده
اند.
سه ویژگی مهم تكنولوژیهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی ( در مقایسه با
وسایل ارتباطی گذشته) عبارتند از:
1- تعاملی یا دو سویه بودن
2- جمع زدایی( برخلاف رسانه های جمعی قبلی، گروههای كوچك را پوشش
می دهند)
3- ناهمزمانی: توانایی ارسال و یا دریافت پیام را در زمان مناسب با
وقت افراد دارند.
این تكنولوژی های جدید، حریم خلوت و اختصاصی افراد و خانواده ها را
بر هم زده اند و بدون هرگونه پرده پوشی و یا رعایت هنجارهای
اخلاقی، زشت ترین و زننده ترین تصاویر و صحنه های مستهجن و مبتذل
را در معرض دید همگان قرار می دهند. از سوی دیگر با نشر اطلاعات
خلاف مصالح ملی(و یا جمع آوری و كسب اخبار و اطلاعات محرمانه)
اساس امنیت ملی كشورها را دچار مخاطره كرده اند. این تكنولوژی ها
با اشاعه ناهنجاریها، سست كردن حریم خانواده ها و تخریب سلامت
اخلاقی و اجتماعی، بسترساز رشد آسیبهای اجتماعی شده اند.
با تاسف تاكنون در كشور ما برای رویارویی مناسب با این تكنولوژیها
سیاستگذاری دولتی صورت نگرفته است و تنها با ذكر جنبه های سودمند و
مفید استفاده از این تكنولوژیها بر روی معایب و مضرات آنها سرپوش
گذاشته شده و اقدامات پیشگیرانه مناسب صورت نگرفته است.
حوزه مسایل ارتباط جمعی از مسایل كلی فرهنگی جدا نیست. اروپاییان
برای مقابله با سلطه جویی فرهنگی آمریكا دو سند مهم را در سال 1989
به تصویب رسانده اند. یكی ”عهدنامه فرامرزی“ است كه بر اساس آن
باید بین كشورهای اروپایی برای استفاده از تلویزیونهای منطقه ای،
ماهواره ای و كابلی همخوانی باشد تا بتوانند در عمل با جهانی شدن
فرهنگ آمریكایی مقابله كنند.
دومین سند كه توسط ” كمیسیون تشكیلات جهانی اروپا“ تصویب شد چنین
تصمیم گرفت كه برنامه های تلویزیونی كشورهای عضو، برنامه ها ی
داخلی باشد و نه برنامه های وارداتی.
امروزه بسیاری از اندیشمندان كشورهای جهان به عمق خطر یكدست شدن
فرهنگ جهان با یك فرهنگ آمریكایی پی برده اند و سعی دارند از طریق
سیاستگذاری منطقه ای و ملی با این وضعیت مبارزه كنند. در زمینه
مسایل آموزشی، مسایل روابط خانوادگی و رفتارهای جنسی، فرهنگ جهانی
متاثر از رفتاری است كه با فرهنگ سرمایه داری تبلیغ می شود و لذا
ضرورت دارد سیاستگذاری لازم برای مقابله با چنین شرایطی هرچه زودتر
صورت پذیرد.
در حال حاضر عملكرد وسایل ارتباط جمعی ما جهت مشخصی ندارد و سیاست
دقیقی در زمینه مقابله با فرهنگ حاكم جهانی و تقویت ویژگیهای هویت
فرهنگی خودمان نداریم. وسایل ارتباط جمعی برای هدایت ویژگیهای
جامعه فعلی بشری، مختصات یك جامعه در حال گذار است.
مختصات جامعه در حال گذار عبارتند از:
- شتاب تغییر و تحول
- بحران
- عدم ایقان و پیش بینی ناپذیری
- تعارض و تناقض
در حال حاضر عملكرد وسایل ارتباط جمعی ما جهت مشخصی ندارد و سیاست
دقیقی در زمینه مقابله با فرهنگ حاكم جهانی و تقویت ویژگیهای هویت
فرهنگی خودمان نداریم. وسایل ارتباط جمعی برای هدایت ویژگیهای
جامعه فعلی بشری، مختصات یك جامعه در حال گذار است. مختصات جامعه
در حال گذار عبارتند از:
- شتاب تغییر و تحول
- بحران
- عدم ایقان و پیش بینی ناپذیری
- تعارض و تناقض
شتاب تغییر و تحول
وضعیت حاكم به سرعت به سوی وضعیتی جدید تغییر شكل می دهد. تنها چیز
ثابت در عصر جدید تغیر است. همه چیز دگرگون می شود مگر خود تغییر.
این پدیده، خود در بسیاری از حوزه ها آشفتگی و بحران ایجاد می كند.
بحران
بحران وضعیتی است كه قانونمندی مرسوم بر آن حاكم نیست. انسان وارد
عصر بحران شده و چون مراحل گذار به طور تسلسل وار و با شتاب پشت
سرهم می آیند، پایانی برای این دوره بحران متصور نیست.
انسانهای زیادی وارد زندگی ما می شوند و می روند و چون میزان رفت و
آمد آدمها زیادی می شود، دوستی های پایدار و عمیق شكل نمی گیرند و
روابط انسانها با هم گذرا و ناپایدار می شود.
ذهنیت بشر با چنین وضعیتی خو نگرفته و به ثبات عادت كرده است.
حافظه تاریخی ما ریشه در ثبات و آرامش دارد و لذا نظام فكری و
اداركی ما، آمادگی رویارویی با یك دوران بیقراری، سرگشتگی و
بحرانی را ندارد. مهمترین مشكل، مشكل معرفتی است. وارد دوره ای شده
ایم كه دانش و معرفت آمادگی دورانی بحرانی را ندارد. اولین گام
برای رویارویی با این دوران، باید آماده سازی برای معرفت این دوران
باشد. هر چند هنوز متولی ندارد. ارزش زدایی از علم كه از قرن
هیجدهم به بعد معمول شد. علم و تكنولوژی بدون اخلاق را پیش روی بشر
گذاشته است.
عدم ایقان و پیش بینی ناپذیری
راجع به پدیده ها و مسایل، دیگر نمی توان با اطمینان و یقین حكم
صادر كرد و به ارزیابی نشست. انسان وارد عصر عدم یقین شده است و
تئوری سازان خلع سلاح شده اند. آینده غیرقابل پیش بینی شده است.
نیاز طبیعی بشر، داشتن تصویری از آینده است. شتاب تحولات امكان
چنین چیزی را از بشر گرفته است. بشر امروز، بشر آینده نگر نیست
بلكه بشر آینده ساز است.
تعارض و تناقض
بیش از همیشه، پدیده های متعارض و متناقض را در كنار هم می بینیم.
جلوه های مختلفی از این تعارض و تناقض آشكار شده است: مثلاً همزمان
با پدیده جهانی شدن و شكل گیری سازمانهای متعدد بین المللی و
جهانی( مانند گات و اینترنت)، و نیز مطرح شدن مشكلات در ابعاد
جهانی( نظیر محیط زیست، خلع سلاح جهانی) كه در مجموع به نظر می رسد
به سوی جامعه واحد جهانی پیش می ریوم، در عین حال شاهد نهضتهای
جدایی طلبانه، قوم گرایانه، ملی گرایانه نیز هستیم. جستن هویت ملی،
فرهنگی و قومی مستقل، با مسئله جهانی شدن، دو روند متناقض و متعارض
با هم هستند. مثلاً جنبش های جدایی طلبانه اسكاتلندیها برای جدایی
از ممالك متحده بریتانیا و یا جنبش جدایی طلبان در كبك، كه ریشه در
تاریخ فرهنگی این اقوام دارد.
به نظر تافلر در اثر شتاب تغییر، رابطه انسان با شش عنصر زندگی اش
تغییر می كند:
- رابطه انسان با انسان
- رابطه انسان با مكان
- رابطه انسان با زمان
- رابطه انسان با اطلاعات و اندیشه ها
- رابطه انسان با سازمانها
- رابطه انسان با اشیاء
رابطه انسانها با انسانها از شتاب تغییر متاثر می شود و گذرا و
ناپایدار می شود. انسانها با سرعت بیشتری می آیند و می روند.
استمرار روابط انسانها كمتر شده است. حلقه روابط اجتماعی كه در
گذشته همراه با انسانها بود، خیلی سریع گسسته و جابجا می شود.
انسانهای زیادی وارد زندگی ما می شوند و می روند و چون میزان رفت و
آمد آدمها زیادی می شود، دوستی های پایدار و عمیق شكل نمی گیرند و
روابط انسانها با هم گذرا و ناپایدار می شود. معیارهای روابط
اجتماعی هم تغییر می كند.
بحران وضعیتی است كه قانونمندی مرسوم بر آن حاكم نیست. انسان وارد
عصر بحران شده و چون مراحل گذار به طور تسلسل وار و با شتاب پشت
سرهم می آیند، پایانی برای این دوره بحران متصور نیست.
روابط انسان ها با مكان
جابجایی ها زیاد شده و انسانها خیلی راحت از ریشه و مكان اصلی
خودشان كنده می شوند. ما وارد عصر خانه به دوشی شده ایم. پدیده عصر
جدید است. رابطه انسان با مكان خیلی ناپایدار و گذرا شده است.
رابطه انسان ها با ایده ها و اندیشه ها
سرعت تولید آگاهی و اطلاعات و دانش جدید خیلی عحیب است! هر چهار
دقیقه یك مقاله و یافته جدید علمی در زمینه شیمی تدوین می شود. ذهن
ما هنوز به اطلاعات و یافته های قبلی خو نگرفته با اندیشه ها و
ایده هایی جدید روبرو می شود كه می آیند و می روند. مساله قطعیت در
علم معنای خودش را از دست داده،هر چیزی كه می آید قبلی را نفی می
كند.
رابطه انسانها با مشاغل و سازمانها
قبلاً تغییر شغل یا تغییر محل كار یك ضد ارزش بود، ولی امروز تغییر
ارزشی پیدا شده و آدمها افتخارشان این است كه در یك جا نمانده اند
و از یكجا ماندن احساس بی تحركی و سكون می كنند و در یكجا خدمت
كردن برایشان سخت است.
رابطه انسان ها با اشیاء
فرهنگ یكبار مصرف نشانه این تحول است. فرهنگ اشیاء دور ریختنی.
روزگاری در تولید صنعتی اصل بر دوام بود و از این راه سود و اعتبار
به دست می آمد. الان سالهاست كه دیگر چنین چیزی را نمی بینیم.
عمر خودرو را 5 سال تعریف كرده اند. سلیقه های مصرف كنندگان هم با
همین سرعت دارد تغییر می كند. تنوع به جای دوام یك اصل شده است و
می خواهند كه كالای جدید و متنوع عرضه شود. این تحولات، ارزش را از
داشتن به بودن تغییر داده است. در كشورهای پیشرفته، خیلی از اشیایی
كه زندگی را تامین می كند با هر جابجایی می گذارند و با یك چمدان
سبك حركت می كنند.
رابطه انسان ها با زمان
گرچه طول زندگی ما با چند نسل گذشته تفاوت زیادی نداشته است،اما
عرض زندگی مان بیشتر شده و تجربیاتی بسیار بیشتر را از همنوعان خود
در نسلهای گذشته درك می كنیم. در طول 20 سال تجربیات متنوع و
متفاوتی را می بینیم كه قبلاً برای درك آنها شاید یك قرن زمان لازم
بود.
اندیشمندانی كه به لحاظ فلسفی آثار تحولات معاصر را دنبال می كنند،
بر سه محور تاكید می كنند:
1- بی تفاوتی اخلاقی
بی تفاوتی اخلاقی مخصوصاً در میان نسل جوان معضل جدی شده است.
نمونه های فراوانی از این بی تفاوتی در صحنه های اجتماعی دیده می
شود:
- خانه های سالمندان
- عدم اعتقاد به زندگی در كنار پدر و مادر زوجین پس از ازداوج
-بی اعتقادی نسبت به واژه هایی مثل اعتماد، وفاداری، دوستی بی
شائبه و ...
تكنولوژی ارتباطی( خط و چاپ، تلفن، سینما و فیلم، رادیو و
تلویزیون) با تكنولوژی اطلاعاتی( كامپیوتر و ماهواره) به یكدیگر
متصل شده اند و انقلاب اطلاعات و ارتباطات را به وجود آورده اند،
به طوری كه شاهد بزرگراههای اطلاعاتی و مولتی مدیا ( چند رسانه ای)
هستیم.
2- فردیت ذره ای یا سلولی ATOMISTIC INDIVIDUALISM
مناسبات موجود، چه مناسبات پیشرفته و چه مناسبات اقتصادی و
اجتماعی، افراد را تنها كرده است. هر كس به فكر شخص و منفعت شخصی
خود است. این تنهایی یا احساس تنهایی و بی كسی، موضوع بحث فراوانی
قرار گرفته است. چرا رقم طلاق در آمریكا 52 درصد و در انگلستان 42
درصد است؟ چرا در حالی كه تولیدات بشر آنقدر پیچیده و كارساز و
زیبا و خوب است، انسان سازنده این كالاها، خود رشد همه جانبه نكرده
است؟
3- بی هویتی و بی هدفی MORAL AIMLESSNESS
مخصوصاً نسل جوان دچار بی هویتی و بی هدفی شده است. انگیزه رشد و
تعالی، و انگیزه لازم برای ارزشهای موجود بشری را احساس نمی كنند.
بعضی ها تعبیر می كنند كه نسل امروز ما دچار” بی تفاوتی ارزشی“
NEUTRALITY OF AIM شده است. می گویند ارزشهای اخلاقی ما بی پشتوانه
شده است، قادر به دفاع و تثبیت آن نیستیم، مایه های عمیق فرهنگی كه
پشتیبان این ارزشها باشد سست شده و به نوعی فقر فرهنگی دچار شده
ایم و همین هم هست كه به راحتی جذب علایم و آداب فرهنگ بیگانه می
شوند.
2- ارتباطات جمعی در جهان معاصر
چشم انداز های تاریك و روشن ارتباطات جمعی در جهان معاصر را می
توان چنین شمرد:
الف) توانایی هایی كه ارتباطات جمعی فراهم كرده است:
1- كوتاه شدن زمان ارتباط- اطلاع یافتن از رویدادها طبق زمان وقوع
REAL TIME
2- ورود ارتباطات به عنوان یك عامل تعیین كننده در تمامی معادلات
اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی
3- افزایش حجم اطلاعات در دسترس( انفجار اطلاعات)
4- شكستن مرزهای فیزیكی و جغرافیایی
ب) آثار و تحولات مهم ایجاد شده توسط ارتباطات جمعی:
1) تغییر ماهیت مناسبات اجتماعی:( تغییر نظامهای سنتی خانواده،
برابری خواهی مفرط زنان كه در طول تاریخ بی سابقه است).
افكار عمومی كه ساختار هرم قدرت را شكل می دهند، دیگر صرفاً تحت
تاثیر تبلیغات سیاسی متمركز درون مرزی نیست. در نتیجه قدرت دولتها
در مقایسه با قبل كاهش یافته و نظامهای غیر متمركز و محلی( فدرال)
اختیارات بیشتری را از دولت متمركز گرفته اند.
- رفع محدودیتهای زمان و مكان: (روابط الكترونیكی غیر مستقیم
جایگزین اصیل ترین نوع ارتباط یعنی ارتباط رودررو شده است.
- تغییر مناسبات به شكل مجازی( شكل الكترونیكی VIRTUAL) جوامع
مجازی تشكیل شده است( سازمانها، دانشگاهها، بازار و ...)
در عصری زندگی می كنیم كه تكنولوژی ارتباطی( خط و چاپ، تلفن، سینما
و فیلم، رادیو و تلویزیون) با تكنولوژی اطلاعاتی( كامپیوتر و
ماهواره) به یكدیگر متصل شده اند و انقلاب اطلاعات و ارتباطات را
به وجود آورده اند، به طوری كه شاهد بزرگراههای اطلاعاتی و مولتی
مدیا ( چند رسانه ای) هستیم.
2)ایجاد نظامهای تازه مبادله(فرهنگی،اقتصادی و ...) در سطح محلی،
ملی و بین المللی:
انتقال اطلاعات در میان افرادی كه فاصله زیادی از یكدیگر دارند به
طور وسیعی گسترش یافته است و زمینه تعالی دانش و فن فراهم شده است.
فرصتهای فراوانی برای گفتگوی مدام میان فرهنگها و جوامع ایجاد شده
است.
3) تغییر شرایط حاكم بر انتقال دانش:
آموزش و پرورش رسمی و غیر رسمی به راحتی در دسترس همگان قرار گرفته
و از امكانات مختلف ارتباطی در سیستم های آموزشی استفاده می شود.
4) تغییر در ساخت قدرت سیاسی:
قدرت كنترل دولتها بر افكار عمومی كاهش یافته است. مرزهای
جغرافیایی شكاف برداشته و حجم انبوهی از اطلاعات غیر قابل كنترل
مبادله می شود. افكار عمومی كه ساختار هرم قدرت را شكل می دهند،
دیگر صرفاً تحت تاثیر تبلیغات سیاسی متمركز درون مرزی نیست. در
نتیجه قدرت دولتها در مقایسه با قبل كاهش یافته و نظامهای غیر
متمركز و محلی( فدرال) اختیارات بیشتری را از دولت متمركز گرفته
اند.
مشاركت مردم در تصمیم گیری های مربوط به خودشان بیشتر شده است، چون
دسترسی بیشتری به ابزارهای مورد نیازشان یافته اند.تحولات ارتباطی
این امكان را به مردم داده كه در مسایل سیاسی مشاركت و فعالیت
بیشتری داشته باشند و نظرات خود را به حاكمیت منعكس كنند. فشار به
دولت و نظام سیاسی در جهت گسترش آزادیها بیشتر شده است. گروههای
فشار به دلیل دسترسی به وسایل ارتباطی، تاثیر بیشتری روی حوزه
سیاسی می گذارند، فرصت برای آموزش مشاركت سیاسی ایجاد شده، در
سیستمهای جاسوسی تحول ایجاد شده است، و از همه مهمتر ”افكار عمومی
جهانی“ توسعه و اهمیت یافته و كشورها سعی می كنند تصویر موجه و
مشروعی را در بین افكار عمومی جهان پیدا كنند. امروزه هزینه های بی
اعتنایی به افكار عمومی جهانی سنگین و سرسام آور شده است.
5) تحولات در حوزه فرهنگ:
در اثر تماس و ارتباط فرهنگها با یكدیگر، عناصر مشترك فرهنگی شكل
گرفته است.این فرهنگ جهانی حوزه ای است كه همه روی آن اتفاق نظر
دارند مانند مفهوم آزادی و استقلال و حقوق انسانی.
گروههای فشار به دلیل دسترسی به وسایل ارتباطی، تاثیر بیشتری روی
حوزه سیاسی می گذارند، فرصت برای آموزش مشاركت سیاسی ایجاد شده،
در سیستمهای جاسوسی تحول ایجاد شده است، و از همه مهمتر ”افكار
عمومی جهانی“ توسعه و اهمیت یافته و كشورها سعی می كنند تصویر موجه
و مشروعی را در بین افكار عمومی جهان پیدا كنند.
ارتباطات جمعی به پاره فرهنگها امكان تجلی و بروز داده است. البته
همزمان صحبت از یك تاثیر منفی هم می شود و آن امكان حذف پاره
فرهنگها به قیمت یك فرهنگ واحد است. در شیوه گذران اوقات فراغت هم
تغییر بوجود آمده است و وسایل ارتباط جمعی اصلی ترین امكانات گذران
اوقات فراغت شده اند. از طرف دیگر فرصت مناسبی برای گفتگوی فرهنگها
و سنتها پدید آمده است.
6) تاثیر بر انسان:
مناسبات رو در رو كاهش یافته و روابط مجازی یا غیر مستقیم جایگزین
آن شده است. حق انتخاب انسانها افزایش یافته، به حدی كه تنوع زیاد
منتج به رنج انتخاب شده است. وسایل ارتباط جمعی موجب راه یافتن كار
به درون خانه شده اند. از سوی دیگر حریم خصوصی انسانها شدیداً مورد
نفوذ رسانه ها قرار گرفته و چیزی به نام محدوده خصوصی به دشواری
قابل تعریف است. خواسته ها و نیازهای انسانها متنوعتر شده( حتی
نیازهای معنوی)، آگاهی انسانها خیلی رشد كرده است. سطح دانش و
اطلاعات بچه های امروزی نسبت به گذشته بیشتر شده. انسان معاصر
زیركتر و موشكافتر شده و سخت تر فریب می خورد و چون به حقوق فردی
خود آگاه تر شده پرتوقع تر گردیده است.
منبع : سایت تبیان