تاریخ خبر:
18 مهر 1387
پدری كه در آرامگاه فرزند شهيد خود آرام گرفت
گزارش زير روايتی
از مراسم شام غريبان ابوالشهيد «حسن كريمی» است كه روز گذشته 17 مهرماه
دعوت حق را لبيك گفته و در آرامگاه فرزند شهيد خود آرام گرفت.
|
|
|
مراسم شام غريبان ابوالشهيد «حسن كريمی» |
عقربههای ساعت 19 بعدازظهر هفدهمين روز از مهرماه
87 را نشان میداد، من نيز به طور تقريبی كارهايم در خبرگزاری ايكنا را
به اتمام رسانده و در حال عزيمت به خانه بودم كه صدايی آشنا من را به
خود آورد: «سلام سيد...».
صاحب صدا كسی نبود جز «حسن بيادی» نايب رئيس شورای
اسلامی شهر تهران كه در آن ساعت در خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) حضور
داشت، متوجه شدم كه وی عازم مراسم شام غريبان يكی از پدران شهيد انقلاب
اسلامی است كه در آن روز به ديدار معبود شتافته بود.
من نيز همراه با عكاس ايكنا برای حضور در آن مجلس و
ادای دين به شهيدان بزرگوار انقلاب اسلامی همراه شدم، در مسير خبرگزاری
تا محل برگزاری مراسم، بيادی كه از دوستان نزديك «حسن كريمی» پدر شهيد
«حسين كريمی» بود برايمان تعريف میكرد كه 30 سال قبل و در بحبوحه سالهای
انقلاب حسين كريمی كه در مبارزات انقلابی شركت میكرد و پخش اعلاميههای
امام خمينی (ره) را نيز به عهده داشت توسط نيروهای مزدور شاه به شهادت
میرسد.
بيادی كه خود در مراسم تشييع و تدفين اين شهيد حضور
داشته میگويد: الان بعد از گذشت 30 سال، پدر آن شهيد نيز در قطعههای
نخست بهشت زهرا در همان مكانی كه پسرش دفن شده بود به خاك سپرده شد.
خاطرات مهندس بيادی از
مرحوم حسن كريمی
ترافيك بسيار سنگينی در مسير حكفرماست و اين خود
باعث میشود تا بيادی خاطرات خود از همراهی با پدر شهيد حسين كريمی را
برای ما بازگو كند: مرحوم حسن كريمی ميداندار هيئت بود، در زمان جوانی
و در ايام عزاداری سالار و سرور شهيدان با شور و عشقی وصفناشدنی در
وسط صفهای عزاداری میايستاد و صفها را منظم میكرد.
بزرگراه يادگار امام به سمت بلوار شهيدان را كه
بروی میرسی به خيابان شهيد دستغيب، از آنجا بايد وارد كوچه دانايی
شوی و راهت را تا انتهای كوچه دانايی ادامه دهی، تا برسی به پلاك 8، آنجا
منزل مرحوم ابوالشهيد حسن كريمی است.
در ابتدای كوچه دانايی در خيابان شهيد دستغيب پارچهای
سياه نظرها را به خود جلب میكند كه خبر در گذشت پدر شهيد حسين كريمی
را به اطلاع دوستان و آشنايان میرساند، هرچند كه منزل مرحوم كريمی در
غرب تهران واقع شده اما حال و هوای باصفای محل زندگی وی من را به ياد
محلههای جنوب تهران میاندازد.
كوچه دانايی خلوت است و جز چند كودك كه مشغول بازی
هستند كسی را نمیبينی، صدای مداح اهل بيت (ع) كه با لهجه زيبای تركی
در حال مدح اهل بيت (ع) است به گوش میرسد، محل برگزاری مراسم در منزل
ابوالشهيد حسن كريمی است و صدا نيز از آنجا میآيد.
|
|
|
مراسم شام غريبان ابوالشهيد «حسن كريمی» |
همراه با بيادی و ديگر همراهان وارد منزل آن مرحوم
میشويم و با استقبال آشنايان مرحوم مواجه میشويم، مداح در حال دعا
خواندن است، همه دستهای خود را به طرف آسمان گرفتهاند و از خداوند
متعال طلب مغفرت و آمرزش میخواهند.
من در گوشهای مینشينم و اين آيات از سوره آل
عمران را زير لب زمزمه میكنم: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ
فِی سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ
یُرْزَقُونَ ﴿169﴾ فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ
وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ
أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿170﴾ یَسْتَبْشِرُونَ
بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ یُضِيعُ أَجْرَ
الْمُؤْمِنِينَ ﴿171﴾».
حال و هوای غريبی به من دست میدهد گويا كه كسی به
من میگويد بايد قرآن بخوانی، به بيادی میگويم امكان دارد كه بگوييد
من برای دقايقی قرآن بخوانم و وی نيز با استقبال از اين حرف من، مرا به
اتاقی كه مملو از جمعيت است راهنمايی میكند.
وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى
الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا
وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا
خَالِدِينَ، اينها آياتی است كه من برای قرائت اتنخاب كردم، آيات
پايانی سوره زمر.
به افرادی مانند
ابوالشهيد حسن كريمی قبل از فوت آنها توجه كنيم
پس از تلاوت من، بيادی نيز در سخنانی كوتاه به لزوم
توجه به افرادی مانند مرحوم حسن كريمی قبل از وفات آنها اشاره میكند
و به نقل خاطراتی از مرحوم كريمی برای حاضران میكند و در پايان از همه
آنها میخواهد در باشكوه برگزار كردن مراسم شب هفت آن مرحوم سهيم
باشند.
مراسم به پايان میرسد و چه توفيق عظيمی نصيب من شد
تا ضمن احترام و بزرگداشت مقام شامخ و والای ابوالشهيد «حسن كريمی» در
مراسم شام غريبان پدر شهيدی كه پس از 30 سال در آرامگاه پسر خود آرميده
است شركت كنم.
منبع خبر: ایکنا