محمد حسن نبوى
یكى از
واژه هایى كه در چند ساله ى اخیر در اكثر رسانه ها به چشم مى خورد،
واژه ى اصلاحات یا اصلاح طلبى است.
گرچه پیشینه ى به كارگیرى این لغت بدین شكل از رسانه هاى غربى آغاز
شد و آنان از دور گروه هاى سیاسى ایرانى را به اصلاح طلب، تندرو
و... تقسیم مى كردند. لیكن اندیشه هاى سیاسى داخل حاضر نبودند، آن
اصطلاحات را درباره ى خودشان بپذیرند و بینش هاى مختلف سیاسى را در
درون نظام اسلامى اختلاف سلیقه مى نامیدند. امّا چند سالى است كه
عده اى با صراحت خود را اصلاح طلب و طرفدار اصلاحات مى نامند. از
این رو پرداختن به این اصطلاح جهت آگاهى مردم ضرورى به نظر مى رسد.
مقام معظم رهبرى در سخنان حكیمانه و عمیق خویش در تاریخ 19/4/1379
در این زمینه، مطالب بسیار سودمندى بیان فرمودند كه به ذكر دو نكته
از آن بسنده مى كنیم:
یكى تقسیم اصلاحات به اصلاحات آمریكایى و اصلاحات ضرورى و مطلوب.
دوم رهنمود ایشان در جهت ابهام زدایى و تعریف دقیق از این واژه و
تأكید بر بیان آشكار و شفاف گروه ها یا شخصیت هاى سیاسى از مسائل
كاربردى اصلاحات بود ما در این نوشتار برآنیم كه با نگاهى گذرا به
اقیانوس حكمت قرآن توشه اى برگرفته، گامى در زمینه ى تبیین این بحث
مهم برداریم.
اصلاح طلبى
اصلاح طلبى مقوله ى ارزشمندى است كه اگر در جایگاه درست خویش قرار
گیرد، همان چیزى است كه پیامبران خدا و ائمه ى معصومین علیهم
السلام براى تحقق آن مى كوشیدند.
قرآن مجید از قول حضرت شعیب علیه السلام مى فرماید: «ان ارید الا
الاصلاح مااستطعت و ما توفیقى الا بالله علیه توكلت والیه انیب»؛
من جز اصلاح تا آن جا كه توانایى دارم، نمى خواهم و توفیق من جز به
خدا نیست. بر او توكل كردم و به سوى او باز مى گردم.(1)
ابا عبدالله الحسین علیه السلام هنگامى كه مى بیند، حاكمى بر سر
كار آمده كه حدود الهى را از بین مى برد، قیام مى كند و در تبیین
هدف اصلى و بنیادین خویش مى فرماید: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی
امة جدی صلى الله علیه و آله ارید ان آمر بالمعروف و انهى عن
المنكر؛ من فقط براى انجام اصلاح در امّت جدّم قیام كردم و اراده
كرده ام كه امر به معروف و نهى از منكر كنم.»(2)
شعار اصلاح طلبى
در برابر اصلاح طلبان واقعى عده اى كه مخالف اصلاحات هستند، به
دروغ از اصلاح طلبى دم مى زنند و خود را مصلح و پرچمدار اصلاحات مى
نامند. این رفتار، یكى از ویژگى هاى منافقین است. زیرا آنان سخت
ترین ضربات را بر اصلاح جامعه وارد مى كنند ولى در ظاهر شعار
اصلاحات سر مى دهند.
قرآن مجید مى فرماید: «و اذا قیل لهم لاتفسدوا فى الارض قالوا انما
نحن مصلحون الا انّهم هم المفسدون ولكن لایشعُرون»؛ و هنگامى كه به
آنان گفته مى شود، در زمین فساد نكنید. مى گویند ما فقط اصلاح
كننده ایم. آگاه باشید این ها همان مفسدانند ولى نمى دانند.(3)
به طور كلّى در دنیاى تبلیغاتى نفاق آلود كه توجّه به اخلاق و ارزش
هاى دینى ضدارزش است، گردانندگان آن با به كاربردن اصطلاحات جدید و
ارائه ى واژه هاى شیك و جذّاب به دنبال جلب مشتریند. براى تدلیس و
بزك كردن متاع خود از جملاتى استفاده مى كنند كه براى بیننده،
شنونده و خواننده دلربا بوده و آن ها را به سوى خود بكشاند.
در این گیر و دار هر كس سعى مى كند از جملات و لغاتى بهره جوید كه
مورد پسند همه یا اكثر مخاطبان بوده یا به تعبیرى داراى حسن ظاهرى
باشد كه اصلاحات و اصلاح طلبى از این مقوله اند.
استعمال و استخدام جملات و اصطلاحات جذاب هیچ فایده و پدیده ى
مطلوبى به دنبال نخواهد داشت و هیچ مشكلى را حل نخواهد كرد، مگر آن
كه در دنیاى عمل به كار گرفته شده، بدان پرداخته شود.
همه مى گویند ما طرفدار عدالتیم. حتّى ظالم ترین حكومت ها از عدالت
سخن مى گوید و با اسم عدالت هزاران انسان را ظالمانه به مسلخ مى
برد و با چاقوى عدالت سر مى برد و با تبلیغات، انسان هاى زیادى را
در اطراف این ظلم فاحش با موسیقى عدالت مستانه به رقص وامى دارد.
در این میان عده اى به حق و با صداقت از این واژه هاى ارزشمند
استفاده مى كنند. عده اى از روى نفاق و فریب و عده اى هم به طور
كلى از مفهوم آن غافلند و نسبت به آن هیچ اطلاعى ندارند.
فقط به دلیل مشترى داشتن از آن بهره مى برند به گونه اى كه اگر به
آنان گفته شود، مقصود شما از این جملات و واژه هاى زیبایى كه به
كار مى برید چیست؟ راهى به جز تكرار مطالب خود ندارند.
ابهام زدایى
گام نخست براى جداسازى جبهه ى حقیقت از اردوى نیرنگ و فریب و نجات
انسان ها از دست كارخانه هاى تولید واژه و لفاظى، وادار ساختن
افراد به تبیین مقاصد و مفاهیم واژه ها از جمله اصلاحات و عبور از
كلى گویى هاى خسته كننده به مصادیق كاربردى آن است.
در این مرحله تا حدودى مردم تكلیف خود را شناخته و گیج و حیران نمى
شوند و این همان حقیقتى است كه مقام معظم رهبرى بدان عنایت داشته،
گروه ها و شخصیت هاى سیاسى را بدان توجّه دادند. در مرحله بعد
تطبیق رفتارها و عمل كردهاى جناح هاى سیاسى با مصادیق ارائه شده
آنان از اصلاحات است.
حقیقتى تلخ
هرگاه مسئله اى سیاسى و یا اجتماعى مطرح مى شود، عادت عده اى بر آن
است كه براى تبیین و توضیح آن یا به دیدگاه هاى غربیان ـ كه معبود
عدّه اى است ـ مى پردازند یا حداكثر به نظریه پردازى هاى ذهنى روى
مى آورند و در حكومت اسلامى، تنها اسلام است كه نظر او مورد توجّه
قرار نمى گیرد.
مگر پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله سفارش نفرمودند كه: «اذا
التبست علیكم الفتن كقطح اللیل المظلم فعلیكم بالقرآن؛ هنگامى كه
فتنه ها همانند پاره هاى شب تاریك شما را فرا گرفت پس بر شما باد
كه به قرآن روى آورید.»(4)
مگر پیامبر صلى الله علیه و آله در حدیث معروف ثقلین نفرمودند: «من
دو چیز گران بها در بین شما مى گذارم: كتاب خدا و عترتم مادامى كه
از آنان پیروى كنید، هرگز گمراه نمى شوید.»
پس چرا در مباحث مختلف اجتماعى و سیاسى ابتدا به قرآن رجوع نمى
شود؟
ویژگى هاى اصلاح طلبان واقعى
همه مى دانیم، پیامبران و ائمه ى معصومین علیهم السلام به دنبال
اصلاح جامعه اند و از سوى دیگر منافقین خود را اصلاح طلب مى نامند
یكى از بهترین راه ها براى شناخت مصلحان واقعى آن است كه افراد
مقصود خود را از اصلاحات بیان كنند. طریق دیگر آن است كه مردم با
نگاه به عمل كرد افراد، اصلاح طلبان واقعى را از دروغگویان باز
شناسند.
قرآن مجید در آیاتى ویژگى ها و عمل كرد مصلحین و مفسدین را بیان
كرده كه براى هر انسان با ایمانى اساسى ترین ملاك تشخیص خواهد بود.
التزام به دستورات الهى
یكى از ویژگى هاى مصلحین آن است كه قبل از هرچیز كتاب خدا را ملاك
عمل خویش قرار مى دهند نه آن كه تعریف و تمجیدهاى كفّار و منافقین
آنان را به رویارویى با دستورات الهى ترغیب كند.
قرآن مجید مى فرماید: «والذین یمسكون بالكتاب واقاموا الصلوة انا
لانضیع اجر المصلحین»؛ آنان كه به كتاب (الهى) چنگ مى زنند و نماز
را به پاداشتند (در ردیف مصلحان اند) و ما اجر مصلحان را ضایع نمى
كنیم.(5)
در این آیه واژه تمسك به كار رفته و آن حكایت از چنگ زدن و نگه
داشتن با قدرت مى كند. و این امر به معناى حفظ مجدّانه حدود و ثغور
دستورات دینى است.
بپاداشتن نماز
براساس روایات، نماز نقش كلیدى و اساسى در بین اعمال و دستورات
دینى دارد به نحوى كه تنها ستون دین شمرده شده و قبولى دیگر اعمال
در گرو قبول شدن نماز به حساب آمده است.
از آیه اى كه ذكر شد فهمیده مى شود كه یكى از ویژگى هاى اصلاح
طلبان واقعى اهتمام آنان به برپاداشتن نماز است.
نماز هم جایگاه اعتقادات و باورهاى انسان را نشان مى دهد هم حدود
اطاعت پذیرى آدمى را مشخص مى كند. از این رو اصلاح طلبان راستین به
برپایى نماز توجّه خاصى دارند.
ویژگى هاى افسادگران
قرآن كریم در مقابل مصلحین و رویارویی آنان
از مفسدین نام برده است و در آیات متعددى به ویژگى هاى مفسدین
پرداخته است. ما براى جداسازى این دو قشر از یكدیگر و تبیین حدود
اصلاح از افساد ان شاء اللّه درشماره ى بعد به این بحث خواهیم
پرداخت تا پلید سیرتان با شعار اصلاح طلبى به افساد نپردازند و
اصلاح طلبان حقیقى شناخته شوند.
پى نوشت ها:
1 ـ هود/88.
2 ـ بحار الانوار، چاپ بیروت، ج 44، ص 329.
3 ـ بقره/ 11 ـ 12.
4 ـ بحار الانوار، چاپ بیروت، ج 89، ص 17.
5 ـ اعراف/ 170.
ویژگی های مفسدین
از آن جا كه همیشه باطل در قالب
حقیقى خود مطرود است و فطرت پاك انسانى از آن تنفّر دارد، نقش و
نگار زیباى حق بر تن مى كند تا براى دیگران جاذبه داشته باشد. از
این رو در طول تاریخ كفّار، مشركین و منافقین شعارهاى كلّى و جذّاب
مطرح مى كردند كه براى هر مخاطبى با هر تفكّرى زیبــایى داشتــه
باشــد. از جملــه این ها اصلاحات است.
پیامبران و مصلحین همواره به چیزى جز اصلاح واقعى نمى اندیشیدند و
از اصلاح حقیقى سخن مى راندند و در این جهت گام بر مى داشتند. در
زمان ما نیز این حركت ادامه داشته و چند سالى است كه بیش از پیش رخ
نموده است. در این گیر و دار تنور بحث از اصلاحات داغ مى شود و
سخنان و نظریه هاى گوناگون مورد مداقه قرار مى گیرد. نظریه هایى كه
گاه هیچ اساس و بنیان خردمندانه اى هم ندارد.
در این آشفته بازار وظیفه ى ما به عنوان یك مسلمان، مددجوئى از
قرآن؛ كتاب خدا است تا ملاك تشخصیص صلاح از فساد و مصادیق آن را
بیابیم و به ضلالت و گمراهى نیفتیم.
مگر پیامبر صلى الله علیه و آله نفرمود: «هنگامى كه فتنه ها همانند
پاره هاى شب شما را فرا گرفت به قرآن پناه ببرید.»
چه فتنه اى از شبیخون به بنیان هاى اعتقادى آدمى برتر و چه بلائى
از سرقت گوهر ایمان آدمى خطرناكتر.
اكنون كه آمریكا بزرگترین حامى افساد، با تزویر از اصلاح سخن مى
گوید و براى رسیدن به اهداف خود و اصلاحاتى از آن دست در ایران به
جاى یقه، سینه چاك مى زند و مزدوران و جاهلان داخلى سخنان سخیف
آنان را نشخوار مى كنند، چه راهى بهتر از تمسّك به قرآن باقى مى
ماند كه سخن خداى مهربان است تا طرفداران واقعى اصلاحات را از
دروغگویان جدا كند. قرآن مجید مى فرماید: منافقین مفسد ادعا مى
كنند كه فقط آنان مصلح اند. در مقابل مصلحین هم به حق همین مطلب را
بیان مى كنند. از این رو قرآن مجید در مواردى خصوصیات این دو دسته
را بیان كرده تا مؤمنین در وراى شعارها با ویژگى هاى هر دو گروه
آشنا و سره را از ناسره باز شناخته، حق را از باطل تمیز دهند.
در بحثِ نشانه هاى مصلحین واقعى براساس یكى از آیات نورانى قرآن دو
نشانه ى عمده را بیان كردیم كه جدّیت در عمل به كتاب و بپا داشتن
نماز بود.
اكنون به صفات مفسدین براساس آیات قرآن مى پردازیم.
1 ـ تخریب هاى اقتصادى
یكى از حركت هاى موزیانه ى مفسدین تلاش جهت نابودى و اضمحلال
اقتصاد و منابع مالى و درآمدهاى مؤمنین است. همواره در طول تاریخ،
گروه ها و كشورهاى متخاصم در تلاش براى فلج كردن دشمنان خود در
زمینه ى اقتصاد و تأمین مایحتاج ضرورى بوده اند.
اكنون نیز مردم ما این رفتار خصمانه را به شیوه هاى مختلف از جمله
تحریم اقتصادى از سوى دشمنان خویش تجربه مى كنند. گرچه همچنان شعار
طرفدارى آنان از ملّت ایران بگوش مى رسد.
قرآن مجید این رفتار پلید مفسدین را این گونه توصیف مى فرماید:
«و من النّاس من یعجبك قوله فى الحیاة الدّنیا و یشهد اللّه على ما
فى قلبه و هو الد الخصام و اذا تولّى سعى فى الارض لیفسد فیها و
یهلك الحرث و النسل واللّه لایحبّ الفساد»(1)؛
«برخى از مردم كسانى هستند كه گفتار آنان در زندگى دنیا مایه ى
اعجاب تو مى شود و خداى را بر آنچه در دل دارند شاهد مى گیرند، در
حالى كه از بدترین دشمنان اند و هنگامى كه به ریاستى دست مى یابند،
براى فساد در زمین مى كوشند و نباتات و فرزندان را نابود مى كنند و
خداوند فساد را دوست ندارد.»
اكنون كه آمریكا بزرگترین حامى افساد، با تزویر از اصلاح سخن مى
گوید و براى رسیدن به اهداف خود و اصلاحاتى از آن دست در ایران به
جاى یقه، سینه چاك مى زند و مزدوران و جاهلان داخلى سخنان سخیف
آنان را نشخوار مى كنند، چه راهى بهتر از تمسّك به قرآن باقى مى
ماند كه سخن خداى مهربان است تا طرفداران واقعى اصلاحات را از
دروغگویان جدا كند.
از این آیات چنین فهمیده مى شود كه سخنان زیبا و شیرین منافقین به
حدّى جذّاب است كه پیامبر صلى الله علیه و آله را به شگفتى وامى
دارد. آنان به گرمى ابراز ارادت مى كنند و با حرارت از همراهى با
پیامبر صلى الله علیه و آله سخن مى گویند تا آن حضرت را تحت تأثیر
قرار دهند و با سوگندهاى دروغین مى كوشند تا خود را فردى راستگو
جلوه دهند. در حالى كه آنان بدترین دشمنان اند.
و هنگامى كه به ریاستى دست یابند (یا از نزد شما خارج مى شوند)
براى نابودى كشاورزى ـ كه اقتصاد و قوام جامعه به آن بسته است ـ و
نابودى فرزندان با سرعت مى كوشند.
در روایتى یكى از مصادیق كشت، زنان و در روایت دیگر دین نام برده
شده است.(2)
در هر صورت منافق مى كوشد كه افساد كند. پایه هاى اقتصاد را سست مى
كند. زنان را به تباهى مى كشد یا آن كه بهترین كشت مردم را ـ كه
دین آنان است ـ مورد تهاجم قرار مى دهد.
2 ـ تباه كردن فرزندان
از آیه اى كه گذشت به خوبى مى توان دریافت كه از ویژگى هاى بارز
مفسدین تلاش براى نابودى نسل است.
علاوه به آیه اى كه بحث آن گذشت خداوند درباره ى نسل كشى مفسدین
چنین مى فرماید:
«اِنَّ فرعون علا فى الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفةً منهم
یذبّح ابنائهُمْ و یستحیى نساءَهُم اِنّه كان من المفسدین»؛(3)
«فرعون در روى زمین برترى جوئى كرد و مردم را دسته دسته ساخت و
گروهى را به ضعف و ناتوانى كشاند. پسران آنان را سر مى برید و زنان
آنان را نگه مى داشت. او مسلما از مفسدان بود.»
كشتن آدمیان یكى از ویژگى هاى مفسدان است كه امروز مصداق بارز آن
جنگ هاى خونینى است كه در سراسر جهان با اراده و میل مفسدان به
وجود مى آید و هزاران انسان در خون خویش مى غلطند و جهان خواران
بقاى اقتصادى، سیاسى خود را در نابودى آنان مى یابند.
3 ـ مال اندوزى
یكى از نمودهاى بارز افساد در روى زمین مال اندوزى و زیاده خواهى
پول پرستان است. قرآن مجید درباره ى قارون مى فرماید كه به حدّى
منابع مالى فراوان در اختیار او قرار گرفت كه حمل كلیدهاى گنج هاى
او بر مردان نیرومند گران مى آمد. حضرت موسى علیه السلام و مؤمنین
در مقابل او مى ایستند و به او مى گویند: «وابتغ فیما اتاك اللّهُ
الدّار الآخرة و لاتنس نصیبك من الدّنیا و احسن كما احسن اللّه
الیك ولا تبغ الفساد فى الارض اِنَّ اللّه لایحبّ المفسدین»؛
«با این مالى كه به دست آورده اى، آخرت خویش را آباد كن. در عین
حال مقدارى هم براى خود نگهدار و همان گونه كه خدا به تو احسان
كرده، نیكى كن و به دنبال فساد روى زمین مباش كه خداوند مفسدین را
دوست ندارد.»(4)
لیكن قارون مالى را كه در اختیار دارد، از احسان خداوند نمى داند.
بلكه منشأ این درآمدها را توانائى ها و تخصص خود مى پندارد. از این
رو جواب مى گوید: «قال انّما اوتیته على علم عندى» خداوند هم چنین
انسان مفسد و گستاخى را هلاك مى كند.
كسانى كه به طور واقعى به دنبال اصلاحات اند نه تنها خود مال
اندوزى و پول پرستى نمى كنند، بلكه در مقابل زیاده خواهان مغرور مى
ایستد.
4 ـ جدایى از صالحان
همه ى مؤمنین در آیات قرآن و روایات موظّف شده اند كه با عدّه اى
همراهى كنند. از جمله ائمّه ى اطهار علیهم السلام ، مؤمنین،
خویشاوندان و ... از ویژگى هاى مفسدین ترك این دستور الهى است.
آنان از صالحان جدا شده، به ناپاكان و نااهلان مى پیوندند.
قرآن مجید در توصیف این افراد مى فرماید:
«الّذین ینقضون عَهْدَاللّه من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به
ان یوصل و یفسدون فى الارض اولئك هم الخاسرون»؛
«آنان كه بعد از پیمان با خدا عهدشكنى مى كنند از كسانى كه خداوند
امر به پیوند با آن ها فرموده است جدا مى شوند، و در زمین فساد مى
كنند، اینان همان زیانكارانند.»(5)
امروز یكى از رفتارهاى ناپسند مفسدین جدا كردن مردم از قرآن،
معصومین، ولایت فقیه، علما، روحانیون، خانواده هاى شهدا و به طور
كلّى افراد مذهبى است.
5 ـ سركشى و طغیان
برخى پرستش و نیایش و تسلیم در مقابل خداوند و دستورات او را نوعى
مقدس مآبى و خشك بودن تلقّى مى كنند و اندیشه و فكر متزلزل و
ناپایدار خود و همراهانشان را كه با هزاران هوس، پلیدى و زیاده
خواهى همراه است و هر روز دگرگون مى شود، روشنفكرى قلمداد مى كنند.
كشتن آدمیان یكى از ویژگى هاى مفسدان است كه امروز مصداق بارز آن
جنگ هاى خونینى است كه در سراسر جهان با اراده و میل مفسدان به
وجود مى آید و هزاران انسان در خون خویش مى غلطند و جهان خواران
بقاى اقتصادى، سیاسى خود را در نابودى آنان مى یابند.
آنان خضوع مطلق در مقابل دستورات الهى را تقبیح مى كنند لیكن خود
در برابر افكار الكلى بت هاى غرب با تمام وجود سجده مى كنند و هرگز
جرئت اظهار نظر در مقابل افكار آنان را به خود راه نمى دهند. اینان
مردم را به جاى خدا به خود و افكار آلوده خویش و اربابانشان مى
خوانند.
فرعون كه به تصریح قرآن از مفسدین است، در مقابل خداوند سركشى كرد.
معجزات و دلایل روشن موسى را لمس كرد لیكن از روى سركشى به حق
اعتراف نكرد و خود را خداوند بزرگ نامید.
قرآن مجید مى فرماید:
«اِنَّ فرعون عَلا فى الارض ... انّه كان من المفسدین»؛
«همانا فرعون در روى زمین سركشى كرد... و او مسلما از فسادگران
است.»(6)
6 ـ تفرقه افكنى
یكى دیگر از عمل كردهاى مفسدین تفرقه افكنى بین مردم و دامن زدن به
اختلافات است.
قرآن مجید درباره ى فرعون مى فرماید:
«اِنَّ فرعون علا فى الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفةً منهم»؛
«همانا فرعون در روى زمین سركشى كرد و مردم را دسته دسته ساخت و
گروهى را به ضعف و ناتوانى كشاند.»
امروز نیز روى كرد سیاسى عده اى ایجاد تفرقه و دامن زدن به
اختلافات و ایجاد درگیرى بین مردم است تا در این آشفته بازار به
اهداف سیاسى خویش دست یابند.
بدان امید كه براساس ملاك هاى قرآن، طرفداران اصلاحات را از
هواداران افسادات باز شناسیم و خود و دیگران را از انحراف باز
داریم.
پى نوشت ها:
1 ـ بقره/ 204 و 205.
2 ـ مجمع البیان، ذیل آیه ى شریفه.
3 ـ قصص/ 4.
4 ـ قصص/ 77.
5 ـ بقره/ 27.
6 ـ قصص/4.
منبع: مجله
مبلغان، شماره 7و9